<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>موفقیت &#8211; هواخوری</title>
	<atom:link href="https://www.havakhori.com/tag/%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.havakhori.com</link>
	<description>یک... هوای تازه به سبک زندگی در هواخوری</description>
	<lastBuildDate>Sat, 18 Jul 2015 04:20:16 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.0.3</generator>
	<item>
		<title>چگونه با جعبه آیزنهاور، کارهای اضافی را انجام ندهیم؟</title>
		<link>https://www.havakhori.com/3904</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهزاد همایون]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Jul 2015 04:30:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[Eisenhower]]></category>
		<category><![CDATA[Eisenhower box]]></category>
		<category><![CDATA[Eisenhower Matrix]]></category>
		<category><![CDATA[آیزنهاور]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده بهینه از زمان]]></category>
		<category><![CDATA[بهره‌وری]]></category>
		<category><![CDATA[جعبه آیزنهاور]]></category>
		<category><![CDATA[فهرست کارها]]></category>
		<category><![CDATA[ماتریکس آیزنهاور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.havakhori.com/?p=3904</guid>

					<description><![CDATA[آیزنهاور آنقدر زندگی پرباری داشت که نمیتوانید تصور کنید. او 34مین رییس جمهور امریکا بود که از سال 1953 تا 1961 ریاست کرد و در طول دوره ریاست‌ش پروژه‌های بزرگی در زمینه وضعیت بزرگراه‌های بین ایالتی امریکا، راه‌اندازی اولین شبکه کامپیوتری (دارپا) (پدر اینترنت کنونی)، راه‌اندازی سازمان NASA و استفاده صلح امیز از دیگر منابع [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آیزنهاور آنقدر زندگی پرباری داشت که نمیتوانید تصور کنید. او 34مین رییس جمهور امریکا بود که از سال 1953 تا 1961 ریاست کرد و در طول دوره ریاست‌ش پروژه‌های بزرگی در زمینه وضعیت بزرگراه‌های بین ایالتی امریکا، راه‌اندازی اولین شبکه کامپیوتری (دارپا) (پدر اینترنت کنونی)، راه‌اندازی سازمان NASA و استفاده صلح امیز از دیگر منابع انرژی اتمی انجام گرفت. روش او برای استفاده بهینه از وقت‌ش چه بود؟<span id="more-3904"></span></p>
<p>قبل از رییس جمهور شدن، او یک افسر پنج ستاره در ارتش امریکا بود. در طول جنگ جهانی دوم به عنوان فرمانده متحدین در اروپا خدمت کرد و مسول برنامه‌ریزی و اجرای تهاجم به افریقای شمالی، فرانسه و آلمان بود. همچنین رییس دانشگاه کلمبیا بود و اولین فرمانده عالی ناتو هم شد. با این حال در اوقات فراغت‌ش گلف بازی می‌کرد و با رنگ روغن نقاشی می‌کشید.</p>
<p>او به طرز شگفت‌انگیزی می‌توانست توانایی‌اش را نه هفتگی یا ماهانه بلکه تا سال‌های سال حفظ کند و تعجبی ندارد روش‌هایی که او برای مدیریت زمان، کارها و بهره‌وری در کارهای‌ش داشت، توسط بسیاری از محققان مطالعه شده باشد.</p>
<p>مشهورترین استراتژی او در حوزه‌ی کارایی امور، جعبه آیزنهاور نام دارد. تنها چیزی که در این روش لازمه، تصمیم‌گیری است که همین الان هم قابل استفاده است. پس بیایید درباره ی اینکه چگونه می‌توان با استفاده از این روش بازدهی بیشتری داشت و طرز کار آن، بیشتر صحبت کنیم</p>
<h2>جعبه آیزنهاور: چگونه مفیدتر باشیم؟</h2>
<p>استراتژی او برای برای سازماندهی امور و انجام انها بسیار اسان است. (از ماتریکس تصمیم گیری زیر استفاده کنید. کارهای‌تان برطبق این 4 اصل طبقه بندی کنید)</p>
<p>1-اورژانسی ومهم:(کارهایی که سریعا باید انجام دهید)</p>
<p>2-مهم (کارهایی که درزمان دیگری هم میتوان انجام داد)</p>
<p>3-امور کم اهمیت (کارهایی که می‌توان به دیگران محول کرد)</p>
<p>4-اموری که باید از لیست انجام کارها حذف شوند</p>
<p>ویژگی مثبت این ماتریکس این است که میتوان از ان در برنامه های دیگری هم استفاده کرد. مثلا هفتگی (این هفته چگونه وقتم را بگذرانم) یا روزانه (امروز باید چکار کنم).</p>
<p>مثالی از برنامه ریزی‌ای که خودم با استفاده از این جدول کرده‌ام می اورم:</p>
<table style="color: black;">
<tbody>
<tr>
<td width="205"></td>
<td style="text-align: center;" width="205">فوری</td>
<td width="205">
<p style="text-align: center;">غیرفوری</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="205">
<p style="text-align: center;">مهم</p>
</td>
<td class="auto-style1" style="background-color: #00cc99;" width="205">
<p style="text-align: center;"><strong>انجام</strong></p>
<p style="text-align: center;">تهیه و ارسال گزارش مالیات فصلی<br />
تکمیل اظهارنامه</p>
</td>
<td class="auto-style1" style="background-color: #00cc99;" width="205">
<p style="text-align: center;"><strong>تصمیم‌گیری درباره زمان انجام</strong></p>
<p style="text-align: center;">تکمیل فرابانک<br />
شنا<br />
بدن‌سازی<br />
رفع مشکلات<br />
فراشارژ</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td style="text-align: center;" width="205">غیر مهم</td>
<td class="auto-style3" style="text-align: center; background-color: #ffff00;" width="205"><strong>واسپاری</strong>تهیه فهرست سفر<br />
تهیه تم سایت هواخوری</td>
<td class="auto-style2" style="background-color: #ff0000;" width="205">
<p style="text-align: center;"><strong>حذف</strong></p>
<p style="text-align: center;">تماشای تلویزیون<br />
بررسی فیسبوک و &#8230;<br />
بررسی هرزنامه‌ها</p>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>چیزی که مهم است،  کمتر پیش می اید که ضروری باشد و چیزی که ضروری است هم به ندرت مهم است</p>
<h2>تفاوت امور ضروری و مهم</h2>
<p>کارهای ضروری کارهایی هستند که حتما باید سریعا به انها رسیدگی کنید مثل: ایمیل‌های فوری،  تماس‌های ضروری، پیام‌ها و&#8230;</p>
<p>امور مهم، کارهایی هستند که در ارزش‌ها و اهداف بلند مدت ما تاثیر دارند</p>
<p>تشخیص این تفاوت‌ها برای کاری که یک بار می‌خواهیم انجام دهیم، آسان است. اما برای کارهای دائمی آسان نیست. دلیل علاقه من به جعبه آیزنهاور، این است که برای تصمیمات ما یک چهارچوب خوب ارائه می‌دهد و کاری به تعداد دفعات انجام ان کار ندارد. تنها قسمت سخت این روش پایبند بودن به ان است. در اینجا مشاهداتی که از عمل به این روش داشته ام می اورم</p>
<h2>حذف قبل از انجام</h2>
<p>چند سال قبل وقتی در حال مطالعه کتابی در مورد برنامه‌نویسی بودم ، عبارتی جالب به چشمم خورد. «هیچ کدی، سریع‌تر از بی کدی عمل نمیکند» به عبارت دیگر سریع‎ترین راه برای انجام امور، حذف کردن‌ش است! خواه آن کار برنامه نویسی باشد یا کاری که در لیست انجام امورتان است. این راه دلیلی برتنبل شدن شما نیست، بلکه فقط پیشنهادی است تا خودتان را مجبور کنید که تصمیمات سخت بگیرید و کارهایی که شما را به سمت اهداف‌تان پیش نمی‌برد، حذف کنید</p>
<p>بسیاری از اوقات از کلی ابزارهای مدیریت زمان و بهره‌وری استفاده می‌کنیم تا از خودمون نپرسیم «واقعا این کار رو باید انجام بدم؟» مشغول کردن خودتان و اینکه به خودتان بگویید من باید از اینی که الان هستم موثرتر باشم یا اینکه امشب بیشتر از همیشه بیدار بمانم و کار کنم، ساده‌تر از تحمل رنج ناشی از حذف یک کار اضافی است.</p>
<p>به گفته «تیم فریس»: مشغول بودن شکلی از تنبلی است. فکر نکردن و کاریکنواخت</p>
<p>من متوجه شدم که این روش واقعا موثر است به خاطر اینکه به من گوشزد میکند ایا واقعا کاری که در حال انجام‌ش هستم، ضروری است یا نه. به عبارت دیگر، اینطوری من دوست دارم به جای دیوانه‌وار تکرار کردن کردن کار،  ببرمش به یک چهارم کارهای حذفی. صادق باشیم: اگربخواهیم تمام کاری را که هرروز وقت‌تان را با آن تلف می‌کنید، دیگه لازم است درباره انجام بهینه کارهای مهم یا ضروری، نکته‌ای گفته بشه.</p>
<p>ایا این کار به من کمک  میکند تا به اهدافم برسم؟</p>
<p>یادداشت اخر:اگر هدفتان مشخص نیست حذف کردن اعمال وقت گیر سخت تر خواهد بود بنا به تجربه خودم 2سوال در پس روش Eisenhower وجود دارد که میتواند به روشن سازی این فرایند کمک کند:</p>
<p>1-هدف من چیست؟</p>
<p>2-چه ارزشهایی زندگی من را به پیش می‌برند؟</p>
<p>اینها سوالاتی هستند که من در مرور سالانه زندگی‌ام از خودم میپرسم. پاسخ به این سوالات به من کمک می‌کند تا کارهای زندگی‌ام را دسته‌بندی کنم. چه کارهایی را انجام دهم و کدام‌شان را حذف کنم. وقتی که کارهای ضروری و مهم را از هم تفکیک می‌کنم بسیار آسان‌تر خواهد شد.</p>
<p>روش آیزنهاور، خالی از خطا و اشتباه نیست. اما من این را ابزاری مفید تصمیم گیری و افزایش کارایی‌ام و همچنین حذف رفتارهایی که انرژی ذهنی‌ام را می‌گرفتند، و وقتم را تلف می‌کردند و به ندرت مرا به سمت اهدافم پیش می‌برندند، یافتم. امیدوارم شما هم به خوبی این روش پی ببرید</p>
<p>منبع: <a href="http://goo.gl/2yDvF5" target="_blank">+</a></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تنها روش یادگیری اطلاعات جدید</title>
		<link>https://www.havakhori.com/3860</link>
					<comments>https://www.havakhori.com/3860#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهزاد همایون]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jun 2015 13:00:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[بازرگانی]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه‌نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[تاجر]]></category>
		<category><![CDATA[تجارت]]></category>
		<category><![CDATA[تخصص]]></category>
		<category><![CDATA[مهارت]]></category>
		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[نویسندگی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[یادگیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.havakhori.com/?p=3860</guid>

					<description><![CDATA[شخصی 90 میلیون دلار از شرکتی که من در آن مشغول به کار بودم، سرقت کرد. کاری از دست من برنمی‌امد. شرکت ورشکسته شد. استعداد یادگیری ندارم. مردم را خیلی دوست دارم بنابراین قضاوت کردن درباره ی انها برایم سخت است. اهمیتی ندارد که چقدر در این کار تلاش می‌کنم به همین دلیل کسانی را [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.havakhori.com/wp-content/uploads/2015/06/lean.jpg"><img loading="lazy" class="aligncenter size-large wp-image-3861" src="http://www.havakhori.com/wp-content/uploads/2015/06/lean-1024x576.jpg" alt="lean" width="620" height="349" srcset="https://www.havakhori.com/wp-content/uploads/2015/06/lean-1024x576.jpg 1024w, https://www.havakhori.com/wp-content/uploads/2015/06/lean-300x169.jpg 300w, https://www.havakhori.com/wp-content/uploads/2015/06/lean.jpg 1200w" sizes="(max-width: 620px) 100vw, 620px" /></a></p>
<p>شخصی 90 میلیون دلار از شرکتی که من در آن مشغول به کار بودم، سرقت کرد. کاری از دست من برنمی‌امد. شرکت ورشکسته شد. استعداد یادگیری ندارم. مردم را خیلی دوست دارم بنابراین قضاوت کردن درباره ی انها برایم سخت است. اهمیتی ندارد که چقدر در این کار تلاش می‌کنم به همین دلیل کسانی را که در این کار مهارت دارند را پیدا می‌کنم تا در این مورد بتوانند به من کمک کنند.</p>
<p>اگر نمیخواهید چیزی را یاد بگیرید یا در آن زمینه استعداد ندارید، خودتان را مجبور نکنید.</p>
<p>ایا استعداد نقشی در یادگیری دارد؟ بله، ولی خیلی کم. استعداد ریشه‌ی مهارت است. در اغاز کار، به آن نیاز خواهید داشت. چگونه به مستعد بودن‌تان پی می‌برید؟ اگر وقتی که ده ساله بودید به موضوعی علاقه داشته‌اید و درباره‌ی ان رویا بافی می‌کرده‌اید و اکنون در ان زمینه اطلاعات جمع‌اوری می‌کنید، پس در آن زمینه مستعد هستید. متن زیر را بخوانید و استعدادهای‌تان را کشف کنید.</p>
<p>وقتی می‌گویم هرکسی در زمینه های مختلفی استعداد دارد به من اعتماد کنید. این داستان از وب‌سایت james altucher است. بعد از کسب اجازه از او، این داستان را می‌آوریم.</p>
<p>در20 سال گذشته تمام خواسته‌ام این بوده که بفهمم چگونه می‌توانم کارهایی مثل نوشتن، برنامه‌ریزی، مهارت‌های تجارت، رهبری، فروش، مذاکره وتصمیم گیری را به نحو احسن انجام دهم. بنابراین 10 قدم برای یادگیری بهتر برداشتم</p>
<h2>1-عشق بورزید</h2>
<p>کسی که کاری را با عشق انجام دهد، بر کسانی که نسبت به انجام آن علاقه یا تنفر دارند، پیروز خواهد شد. این قانون دنیاست. انسان‌های اولیه زمانی که دشت‌های تندرای قطب شمال را از سیبری به سمت الاسکا، در دمای 60- می‌پیمودند، مجبور بودند که این کار را دوست داشته باشند. به خاطر دشواری این کار، باقی‌مانده انها در دشت‌های هموار افریقا ساکن شدند.</p>
<p>سالها پیش بالاخره توانستم برنامه کامپیوتری را که مدت‌ها بود، ارزوی نوشتنش را داشتم، بنویسم. ساعت 4 صبح برای رفتن به ازمایشگاه بیدار شدم تا برنامه بهتری بنویسم. اوایل هرروز چیزی می‌نوشتم، تمام روز مشغول کار بودم و نمی‌توانستم دست از کار بکشم .می‌خواستم در رابطه با تالیفات مختلف نویسندگان با مردم صحبت کنم. وقتی ده سالم بود، درباره هم کلاسی‌های پایه پنجم ابتدای، یک ستون شایعات بی پایه و اساس نوشتم. تمام کتابهای judy blume را خوانده بودم. هر چیزی را که می‌توانستم می‌خواندم . عاشق کتاب خواندن بودم تا جایی که اکثر دوستانم از این کار من خسته شده بودند و من خیلی زود ادم تنهایی شدم مخصوصا وقتی نویسندگی می‌کردم.</p>
<h2>2-مطالعه کنید</h2>
<p>Boby fitcher شطرنج باز خوبی نبود استعداد داشت اما کسی او را جدی نمی‌گرفت. وقتی 12-13 سالش بود ناگهان تا یکسال خبری از او نبود. ناپدید شده بود. وقتی هم که 20 سالش شد دوباره این کار را تکرار کرد اما در13 سالگی وقتی مجددا به روی صحنه بازگشت، تبدیل به بهترین شطرنج باز امریکا شده بود و توانست برنده مسابقات قهرمانی جهان شطرنج شود و همین طور جوان‌ترین استاد بزرگ شطرنج. او چطور این کاررا انجام داد؟ در زمان غیبتش که اصلا شطرنج بازی نکرده بود، او به جای این کار 2 کار دیگر انجام داده بود:</p>
<p>او روی تمام بازیهایی که از سال 1800 انجام شده بود، مطالعه کرده بود. و وقتی که دوباره به صحنه رقابت‌های شطرنج بازگشت، به خاطر استفاده از این روش‌های قدیمی مشهور شد. اما او در این روش‌ها تغییراتی را ایجاد کرده بود و به همین دلیل، هیچ کس توانایی رقابت با او را نداشت. سالها بعد در رقابت‌های قهرمانی جهان 1972در برابر spassky به خاطر همین حرکات بود که توانست قهرمان دنیا شود. Spassky برای برنده شدن باید بازی را کش می‌داد اما، fitcher برای دریافت این عنوان حتما باید برنده می‌شد. Spassky ابتدا بازی را با حرکات تهاجمی بسیار مدرن اغاز کرد. (به نام Sicilian) اما بعد از 13 حرکت، بازی طوری شد که تمام مفسران، نفس نفس زنان ان را تماشا می‌کردند.</p>
<p>Fitcher در ابتدا با روش قدیمی سال 1800(روش اسکاتلندی) بازی را اغاز کرد که بعد از ان spassky دیگر راه فراری نداشت. Fitcher تلاش کرد زبان روسی را یاد بگیرد تا بتواند مجله‌های روسی را بخواند، زیرا در ان زمان 20 نفر اول شطرنج دنیا همگی روس بودند و امریکا شانس زیادی برای بردن نداشت. در حالی که امریکایی‌ها با روش اغاز بازی و سبک بازی روس‌ها سرگرم بودند، fitcher روی بازی روسها مطالعه می‌کرد چون روسها می‌دانستند در برابر این روشهای قدیمی چگونه باید از خود دفاع کنند. بالاخره fitcher مسابقه را در کمتر از 60 حرکت برد و این اولین بار بود که کسی بدون هیچ باختی قهرمان می‌شد. مطالعه تاریخ و مطالعه روش بازی بازیکنان برتر، کلیدِ بهترین بازیکن شدن بود، حتی اگر استعداد، معمولی باشد</p>
<h2>3-تلاش کنید اما نه خیلی سخت</h2>
<p>اگر می‌خواهید نویسنده، تاجر یا برنامه نویس شوید باید زیاد بنویسید، معاملات زیادی انجام دهید و برنامه‌های زیادی بنویسید (کارها درست در نمی‌آیند) به همین علت است که در ابتدای کار کمیت، مهم‌تراز کیفیت است. منحنی یادگیری ما بادستاوردهای‌مان درست نشده، بلکه فقط حاصل  کمیت کارهای‌مان است. اگر 1000 بار چیزی را ببینید نسبت به کسی که همان را 10بار می‌بیند، چیزهای بیشتری در ان خواهید دید. این قانون مهم را فراموش نکنید: راز خوشحالی خوب بودن نیست، رشد کردن است. اگر تلاش کنی مسلما به جایگاهی که متناسب با تلاشت است، دست پیدا خواهی کرد، اما رشدت متوقف خواهد شد و خوشحال نخواهی بود</p>
<h2>4-معلم بگیرید</h2>
<p>اگرخودم تلاش کنم که اسپانیایی یاد بگیرم به هیچ جا نخواهم رسید اما اگر به اسپانیا بروم یا با یک اسپانیایی ازدواج کنم بیشتر اسپانیایی یاد خواهم گرفت. در نوشتن، برنامه ریزی و تجارت همیشه کسانی را دیده ام که بهتر از خودم بوده‌اند. سعی می‌کنم هرهفته زمانی را اختصاص بدهم تا سوالاتم را از انان بپرسم. مجبورشان کنم که به من تکلیف بدهند. اشتباهاتم را نگاه کنند و بگویند که کجا اشتباه کرده‌ام. بنابراین به هر زمینه‌ای که علاقمند هستید، دران معلمی داشته باشید تا سرعت یادگیری تان 10 برابر شود. در حقیقت هر چیزی را که در این لیست گنجانده‌ام به سرعت یادگیری تان کمک می‌کند، بنابراین اگر به این توصیه‌ها عمل کنید 10 برابر نسبت به بقیه سریعتر یاد می‌گیرید. این روشی است که شما را در کارتان بهترین خواهد کرد</p>
<h2>5-حال وگذشته را مطالعه کنید</h2>
<p>اگر می‌خواهید بدانید که چطور یک برنامه نویس خوب باشید (خوب نه به اندازه‌ای که فقط بتوانید یک app را طراحی کنید، به اندازه‌ای که بتوانید نامبروان این زمینه باشید) زبان ماشین را بفهمید. زبان 0و1 را یاد بگیرید. تاریخچه کامپیوتر رابخوانید. نحوه ایجاد سیستم اپراتوری را یاد بگیرید. زبانهای مدرن fortan .cobol .pascal .lispو c++ را یاد بگیرید. اگردوست دارید، بهتر از این باشید، کتابهای خوب سال1800را بخوانید .کتابهای همینگوی Virginia woolf &amp; beats و کسانی که در برابر امتحانات روزگار مقاومت کرده‌اند، را بخوانید.</p>
<p>در برابر میلیون‌ها کتاب دیگر، بنا به دلایلی انها در دنیا بهترین هستند. برای فهمیدن انچه از نگاه شما دور مانده، نقدهای معاصر کتاب‌های یاد شده را بخوانید. این کار به اندازه مطالعه‌ی خود کتاب ضروریست.</p>
<p>اگر می‌خواهید در زمینه تجارت مطالعه کنید، بیوگرافی rock feller &amp; carnige را مطالعه کنید. اولین مبادله در امستردام. نودمین جنبش junkbond، ورشکستگی اقتصادی، کسادی‌ها، تمامی تجارت‌هایی که در دوران رکود رونق گرفته‌اند، را مطالعه کنید.</p>
<p>کتاب (صفر تا صد نوشته peter thiel) را بخوانید. برنامه«the profit» در کانال cnbc را تماشا کنید. درباره‌ی steve jobs اطلاعاتی کسب کنید. درباره‌ی سقوط Kodak مطالعه کنید.</p>
<p>کتاب‌های خود کمکی در تجارت را نخوانید. ارزشی ندارند. شما می‌خواهید وارد یک رشته خوب شوید، رشته‌ای که با ابداعیاتش جامعه مدرن امروزی را به وجود اورده. کتاب‌های معمولی را که سال قبل منتشر شده‌اند، را نخوانید. درباره مردم و اخراعاتی که دنیا را به چیزی که امروز هست مبدل کرده، بیشتر بدانید. درباره اینکه چگونه هنری فورد مجبورشد 3 شرکت ماشین سازی را ایجاد کند و اینکه چرا عدد &#8220;3&#8221; برای او مهم بود، بیشتر اطلاعات کسب کنید و اینکه چگونه تکنیکray kroc توانست بزرگترین رستوران زنجیره‌ای دنیا را تاسیس کند؟ چگونه شرکت cocacola تقریبا با اینکه کاری انجام نمی‌دهد، اما توانسته بزرگ‌ترین شرکت نوشیدنی دنیا شود؟ هرچیزی را یاد گرفتید یادداشت کنید.</p>
<h2>6-یک پروژه کوچک راه‌اندازی کنید</h2>
<p>Tony robbin درباره اولین تجربه تدریس‌ش و اینکه تا سرحد مرگ ازاین کار می‌ترسیده، صحبت می‌کرد. او می‌بایست به افسران تازه وارد نیروی دریایی، نحوه بهتر کار کردن با اسلحه را اموزش می‌داد. او می‌گفت: خود من تا ان زمان اصلا به اسلحه دست نزده بودم. او کمی از کسانی که در این کار حرفه‌ای بودند، کمک گرفت اما توانست خودش تکنیکی را ایجاد کند که حاصل کسب نمرات عالی و شرکت در کلاس‌های تیراندازی بود. او هدف را جلوتر اورد، درست در 5 قدمی شاگردانش. همه به هدف زدند سپس او کم کم هدف را عقب کشید، تا فاصله هدف به اندازه استاندارد رسید. انها همچنان به هدف می‌زدند.</p>
<p>Richard branson قبل از اینکه airline داشته باشد، دفتر مجله داشت. بیل گیتس قبل از اینکه تیم او windows را طراحی کند، basic را نوشت. El james  قبل از اینکه 50 سایه خاکستری را بنویسد، برای طرفداران داستان‌های تخیلی twilight  را نوشت. ارنست همینگوی هرگز فکر نمی‌کرد که بتواند رمان بنویسد، اما 2 جین داستان کوتاه نوشت. برنامه نویسان کامپیوترقبل از اینکه موتورهای جستجو را ایجاد کنند، برنامه &#8220;hello world&#8221; را نوشتند.</p>
<p>بسیاری از استادبزرگان شطرنج پیشنهاد می‌کنند که ابتدا حرکات انتهایی (وقتی چند حرکت بیشتر امکان‌پذیر نیست) را یاد بگیرید، بعد به سراغ دیگر بقیه حرکتها بروید. این کار به شما اعتماد به نفس می‌دهد. زیرک بودن را یاد می‌گیرید. بیشتر احساس رشد و ترقی می‌کنید. تمام قدم‌های‌تان به موفقیت ختم خواهد شد.</p>
<h2>7-کارهای‌تان را مرور کنید</h2>
<p>روزی تمام وسایلم را دور انداختم. تمام وسایلم را. تمام کتاب‌هایم، لباس‌هایم، کامپیوترهای قدیمی، بشقاب‌هایی را که هرگز استفاده نکرده بودم، ملافه‌هایی را که هرگز برای استفاده کردن از انها مهمانی نخواهم داشت، وسایل چوبی خانه مثل 4عدد کتابخانه، تلویزیون، اوراق کهنه، همه چیز&#8230;</p>
<p>می‌خواستم خانه را ازاین وسایل پاک کنم، که کردم. در همین حال رمانی را پیدا کردم که در سال1991 درست 24 سال پیش، خودم نوشته بودم. وحشتناک بود. برای اولین بار در آن 24 سال، دوباره خواندمش. اشتباهاتم را مرور کردم (شخصیت‌های نامربوط، قالب کاملا واضح داستان، تکرار کلمات در اکثر نقاط داستان)</p>
<p>کسی داستانی درباره‌یamy schumer برایم تعریف کرد. یکی از محبوب‌ترین کمدین‌های من. او تمام اجراهایش را ضبط کرده، سپس به اتاقش رفته و ثانیه به ثانیه آنها را مرور می‌کرد. مثلا ممکن بود با خودش بگوید، در این صحنه باید چند ثانیه دیگر سکوت می‌کردم. او می‌خواست بهترین کمدین دنیا باشد. تمام کارهایش را خودش نقد می‌کرد. من هم وقتی شطرنج بازی می‌کردم، اگر می‌باختم بازی را در کامپیوتر مشاهده می‌کردم. به هر حرکتی نگاه می‌کردم کامپیوتر حرکتی را به عنوان حرکت بهتر پیشنهاد می‌داد. به اینکه وقتی ان حرکت بد را انجام دادم، ذهنم درگیر چه چیزی بوده فکر می‌کردم.</p>
<p>تجارتی را که اخیرا در آن سرمایه‌گذاری کرده‌ام رونق نگرفته و این برای من دردناک است، اما باید به آن نگاه کرد و فهمید که مشکل کار از کجاست. کجا اشتباه کرده ام؟ در هر مرحله‌ای به عقب برگشته و اتفاقات را یادداشت می‌کردم. جاهایی بود که امکان کمک گرفتن از دیگران وجود داشت ولی بعضی وقت‌ها چیزهایی را از دست داده بودم. اگر اشتباهات‌تان شما را آزار نمی‌دهد، بدانید که به آن رشته، علاقه‌ای ندارید که بخواهید در ان پیشرفت هم بکنید. به جای سوالاتی که بار منفی دارند مثل: «چرا خوب نبودم؟»، سوالاتی از خود بپرسید که دارای بار مثبت هستند مثل: چه کار اشتباهی انجام دادم و چطور می‌توانم پیشرفت کنم؟</p>
<p>وقتی دائما در رابطه با کارتان از خودتان سوالات مثبت بپرسید، از کسانی که خودشان را با سوالات منفی، فریز می‌کنند، بهتر خواهید بود.</p>
<p>مثال: بعداز یک برنامه تلویزیونی از نگاه کردن به خودم تنفردارم. من هرگز این کاررا نکردم بنابراین هرگز در این کار بهترین نخواهم شد.</p>
<h2>8-شما میانگین 5 نفری هستید که در اطراف‌تان هستند</h2>
<p>به هر لحظه ادبی، هنری و تجاری نگاه کنید. خیلی کم پیش می اید که کسی بدون کمک دیگران بهتر از ان چیزی که هست بشود. گروه است که باعث بهتر شدن می‌شود .بسیاری از افراد مثلwilliam burrough، allen ginshrg، jack Kerouac و&#8230;&#8230;&#8230;.برنامه نویسانی مثل استیو جابز و بیل گیتس، و&#8230;&#8230;همه از کلاب homebrew متولد شده‌اند. هنرمندانی مثل jasper و Pollack همه در یک خیابان در مرکز شهر زندگی می‌کردند. کسانی که youtube و facebook را ایجاد کردند شرکت‌هایی بودند که از گروهی به اسم paypal mafia شکل گرفته بودند. این افراد خودشان می‌توانستند گروهی را سرهم کنند اما انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستند. باید برای بهتر شدن با گروه کار کنند . بهترین گروه را پیدا کنید و تا جایی که ممکن است با آنها، وقت‌تان را بگذرانید. هر کدام از اعضای گروه، دیگری را به چالش می‌کشد. با یکدیگر رقابت می‌کنند. کار یکدیگر را می‌پسندند یا به هم حسادت می‌کنند و بیشمار به نوبت یکدیگر را سوپرایز می‌کنند.</p>
<h2>9-زیاد انجامش بده</h2>
<p>کاری را که هرروز انجام می‌دهید، از کاری که گاهی اوقات یک بار انجام می‌دهید، مهمتر است. دوستی داشتم که میخواست نقاشی‌اش بهتر شود اما فکر می‌کرد که حتما باید در پاریس با بهترین شرایط باشد تا نقاشی‌اش پیشرفت کند. او هرگز نتوانست به پاریس سفر کند. حالا او در خوابگاهی زیر نور لامپ‌های مهتابی نشسته و تمام روز کاغذ کارهایش را پر می‌کند.</p>
<p>هرروز بنویسید .هرروز در network باشید. هرروز بازی کنید. هرروز سالم زندگی کنید. وقتی این کارها را انجام می‌دهید، سن‌تان را اندازه بگیرید. کی می‌میرید؟ الان چند سال‌تان است؟ 2جلسه  writing یا 500.000 جلسه؟</p>
<h2>10-نقشه شرورانه‌ای بکشید</h2>
<p>بالاخره شاگرد از استادش جلو زد. اولین مدیر امور مالی که زیردست او کار می‌کردم الان از من متنفر است. من با سرمایه خودم شروع به کار کردم .سرمایه‌ای که او داشت، در تجارت ازبین رفت. نقشه شرورانه من این بود که در این کار از او بهتر شوم</p>
<p>بعد از این اتفاقات متوجه صدای منحصر به فردم، شدم. وقتی شروع به صحبت می‌کردم همه می‌گفتند اکنون دنیا صدایی را می‌شنود که تا قبل از این هرگز به خود ندیده بود. معلم و دوستان قدیمی‌مان ممکن است نخواهند این صدا را بشنوند، اما وقتی به بودن در کنار کسانی که برای انها احترام قائلیم و دوستشان داریم، ادامه دهیم، انها این صدا را تشویق خواهند کرد. این جاست که می‌گویند همه چیز از هیچ به وجود می‌آید. ایده‌های گذشته با زیباییِ اکنونِ ما ترکیب شده و از ما جوانه خواهد ساخت. اکنون نوبت ماست که تدریس کنیم، تربیت کنیم، خلق کنیم و دنیا را تغییر دهیم و چیزی را به وجود بیاوریم که دنیا تا کنون ندیده و شاید هرگز نتواند ببیند</p>
<p>درباره نویسنده:</p>
<p><a href="http://www.havakhori.com/wp-content/uploads/2015/06/james.jpg"><img loading="lazy" class="aligncenter size-full wp-image-3862" src="http://www.havakhori.com/wp-content/uploads/2015/06/james.jpg" alt="james" width="228" height="271" /></a></p>
<p>جیمز آلتوچر، نویسنده، سرمایه گذار، استاد بزرگ شطرنج و موسس شرکت است. او بیشتر از 20 شرکت را تاسیس کرده و اداره می‌کند. او اداره پول‌های قمار پایتخت، سرمایه‌های بلوکه شده و سرمایه املاک را به عهده دارد و هم اکنون در راس چندین شرکت بزرگ قرار دارد. نوشته‌های او در رسانه‌های بزرگ ملی نمایش داده می‌شود و سایت او از زمان تاسیس در سال 2010 بیشتر از 10میلیون خواننده را جذب کرده است. اخرین کتاب او  the choose yourself storiesاست.</p>
<p>منبع: <a href="http://goo.gl/1GWXhx" target="_blank">+</a></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.havakhori.com/3860/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>۸ چیزی که هر زن موفقی باید در زندگی‌اش انها را انجام دهد</title>
		<link>https://www.havakhori.com/3469</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهزاد همایون]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 28 Apr 2015 15:37:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سلامت روح]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.havakhori.com/?p=3469</guid>

					<description><![CDATA[این روزها مردم گرایش دارند تا در لحظه زندگی کنند و کمترین سختی را تجربه کنند. انها اغلب طوری رفتار می‌‌کنند که گویی از یک زندگی پوچ و بی هدف هراسی ندارند. ابزارهای رسانه‌ای جدید و سایر منابع اطلاعاتی تمام تلاش‌شان بر این است تا به مردم ثابت کنند که زندگی فقط برای سرگرمی‌ و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.havakhori.com/wp-content/uploads/2015/04/940204-womanitely.com-8-Things-Every-Successful-Woman-Should-Accomplish-in-Her-Lifetime.jpg"><img loading="lazy" class="aligncenter size-full wp-image-3470" src="http://www.havakhori.com/wp-content/uploads/2015/04/940204-womanitely.com-8-Things-Every-Successful-Woman-Should-Accomplish-in-Her-Lifetime.jpg" alt="940204 - womanitely.com-8 Things Every Successful Woman Should Accomplish in Her Lifetime" width="500" height="333" srcset="https://www.havakhori.com/wp-content/uploads/2015/04/940204-womanitely.com-8-Things-Every-Successful-Woman-Should-Accomplish-in-Her-Lifetime.jpg 500w, https://www.havakhori.com/wp-content/uploads/2015/04/940204-womanitely.com-8-Things-Every-Successful-Woman-Should-Accomplish-in-Her-Lifetime-300x200.jpg 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></a></p>
<p>این روزها مردم گرایش دارند تا در لحظه زندگی کنند و کمترین سختی را تجربه کنند. انها اغلب طوری رفتار می‌‌کنند که گویی از یک زندگی پوچ و بی هدف هراسی ندارند. ابزارهای رسانه‌ای جدید و سایر منابع اطلاعاتی تمام تلاش‌شان بر این است تا به مردم ثابت کنند که زندگی فقط برای سرگرمی‌ و خشنودی ساخته شده است. این تبلیغات قوی میلیون‌ها انسان را به سمت خوش‌گذرانی و یک مسیر غلط سوق می‌دهد. زیرا این احساسات زودگذر است. تصور زندگی کردن غرق در خوشحالی، چشمهای‌شان را برای دیدن اهداف واقعی و با ارزش زندگی بسته است.</p>
<p>من هم مانند دیگران نیز سعی می‌کردم سبک زندگی بی‌معنی و بیهوده ای را داشته باشم، اما در یک زمان کوتاه، متوجه شدم که این نوع زندگی فقط منجر به هدر رفتن انرژی من می‌شود. من کسی نبودم که تابع (؟) دیگران عمل کنم و پیش بروم. ارتباط با مردم عاقل، به من ثابت کرد که یک داشتن یک زندگی پوچ و کسل کننده مرا راضی و خوشحال نمی‌کند.</p>
<p>انها افق فکری من را گسترش دادند و به من اموختند تا بیدار شوم، زیرا ذهنم از فکرهای گوناگون درباره جامعه، واقعیت و وظیفه شخصی من در دنیا لبریز شده بود.علیرغم تمام چیزها،سعی کردم اهداف واقعی و با معنی را تحقق دهم، زیرا معتقدم که هردوی زن‌ها و مردها نشانه‌ای در تاریخ به جا گذاشته‌اند.</p>
<p>بخوانید و توجه کنید:</p>
<p>هر زن زیبایی باید در زندگی‌اش انجام دهد و من مطمنم این تصمیمات خردمندانه زندگی شما را سرشار از تجارب مثبت می‌کند و ارامش درونی بیشتر، رضایتمندی و مهمانی‌های شبانه زیادی را برایتان به ارمغان می‌اورد.</p>
<h2>١. زندگی یک فرد را حفظ کنید</h2>
<p>این روزها ضرورتی ندارد که یک قهرمان بزرگ باشید. هرروزه اعمال کوچک و ناچیز شما می‌تواند زندگی یک فرد نیامند را حفظ کند. حتی یک لبخند بی پرده شما می‌تواند افسردگی شدید یک مرد را التیام بخشد و او را برای مقابله با احساس ناراحتی‌اش باانگیزه کند. در گذشته، من، انسان نامهربان و خودخواهی بودم. سعی می‌کردم برای خودم زندگی کنم و فقط نیازهای شخصی‌ام را براورده کنم. بعدها فیلم‌های عمیق و تکان دهنده، ذهنیتم را تغییر داد.من عمیقا با فیلم (هفت پوند) تحت تاثیر قرار گرفتم. به کارگردانی گابریل ماسینو. این فیلم به من اموخت که به مردم کمک کنم بدون اینکه انتظار گرفتن چیزی از انها داشته باشم. اگر شما حداقل زندگی یک نفر را حفظ کنید، متوجه می‌شوید که زندگی بشر (مثل زندگی حیوانات) مهم‌ترین و با ارزش‌ترین چیز است. خیلی پسندیده است که بدانید اعمال سخاوتمندانه شما و بخشش‌های‌تان، به بعضی از انسان‌ها کمک می‌کند تا دوباره بلند شوند، زندگی را از نو بررسی کنند و یک صفحه جدیدی از ان را ورق بزنند.</p>
<h2>٢. حداقل دو بچه به دنیا بیاورید</h2>
<p>اگرچه که می‌دانید، هرزنی رویای این را دارد که بچه زیبایی به دنیا بیاورد، چون چیزی بهتر از مادر شدن در دنیا وجود ندارد. بچه‌ها زیباترین گل‌های زندگی شما هستند. زیرا هر بچه‌ای یک منبع سرشار از شفادهندگی و انرژی مثبت است. تولد یک بچه به خانم‌ها کمک می‌کند تا از احساس تنهایی رها شوند و بر شیطان درون‌شان غلبه کنند، زیرا غریزه عشق و مادری، قوی‌ترین چیز در دنیاست.</p>
<p>متاسفانه، بسیاری از خانم‌های جوان، از بچه‌دار شدن هراس دارند و از نظر عاطفی امادگی بچه ندارند. انها ترجیح می‌دهند که با ارزش‌ترین و پربارترین سالهای زندگی‌شان را صرف شغل  خوب از نظر اقتصادی کنند وخیلی از انها نمی‌دانند که این تصمیم می‌تواند تنها شادی انها را ازبین ببرد.زیرا اعتیاد به کار زیاد،سلامتی و انرژی زندگیشان را از بین می‌برد. و در نتیجه در سن 35 سالگی،این افراد موفق شاغل،هزینه های زیادی را به امید اینکه دستگاه تولید مثلشان به حالت اول برگردد،می‌دهند.</p>
<h2>٣.یک درخت بکارید</h2>
<p>تصورات قالبی زیادی راجع به نقش مردان و زنان در کاشت درخت وجود دارد. برادرم میگوید درخت کاشتن و رشد کردنش یکی از علاقه‌های مردان است. من این تصور را تایید نمی‌کنم. من ارزش‌های متفاوتی برای خودم داردم، قائده زندگی و اولویت و اعتقادم بر این است که خانم‌ها ارتباط خاصی با طبیعت دارند، زیرا مخلوقات بسیار حساسی هستند. من علاقه به کاشت درخت و گل وسبزیجات دارم، این کاری است که احساس زیادی در موردش دارم و گاهی اوقات به نظر می‌رسد که به راحتی می‌‌توانم در کمال احساساتم با طبیعت ارتباط برقرار کنم. این مهارت خاص، به من این امکان را می‌دهد که از نظر معنوی و ذهنی بزرگ شده و رشد کنم. شما هم باید زمانی را برای ارتباط با طبیعت اختصاص دهید. اگر شانس داشتن یک باغچه جالب را ندارید، باید حداقل یک درخت بکارید تا هم روح خود و هم دنیا را بهتر کنید.</p>
<h2>۴.تصویری از خودتان نقاشی کنید</h2>
<p>به طور معمول مردمی که علاقه مند به هنر هستند، یک هنرمند با تجربه را انتخاب می‌کنند تا تصویری را از ان‌ها نقاشی کند.هر نقاشی یک منبع قوی و درونی از اطلاعات است، به خصوص تصویری از خودتان. نقاشی‌ها می‌توانند نقاط تیره و رمزی افراد را روی یک پرده نمایش دهند.اکثر شخصیت‌های موفق و با اعتماد به نفس حداقل یک بار تلاشی برای ایجاد تصویری از خود کرده‌اند.</p>
<p>آیا شما تا بحال به فکر کشیدن تصویری از خود بوده اید؟ خیلی از مردم خرافاتی، اعتقاد دارند که کشیدن تصویری از خود کار درستی نیست.ولی من اعتقادی به خرافات ندارم. نیازی نیست که شما یک هنرمند بزرگ برای کشیدن تصویرتان باشید، تمام کاری که باید بکنید این است که قلب‌تان را در این کار بگذارید، شما ممکن است در جلوی اینه این کار را بکنید، به شما کمک می‌کند تا هر خالی را ببینید و از زیبایی چشمان‌تان لذت ببرید. چرا مردم دوست دارند تا تصویری از خودشان بسازند؟ من فکر می‌کنم برای اینکه ماهیت طبیعت درون خود را کشف کنند و چشم‌های‌شان را برای دیدن نقاطی که تا بحال ندیده‌اند، باز کنند.</p>
<p>بصیرت و شهود شما در حال گفتن چه چیزی است؟</p>
<h2>۵. یک هفته دور از تمدن زندگی کنید</h2>
<p>امروزه اکثر ساکنان شهرها از بالا و پایین زندگی ودنیای مجازی و سازگاری با جهان مدرن خسته و بیمار هستند.این مردم باید کاری بکنند، چون زندگی بسیار کوتاه است و با یک چشم بهم زدن تمام می‌شود.</p>
<p>اگر می‌خواهید موفق باشید و گرایش ذهنی مثبتی داشته باشید، باید این تکنیک‌ها را از اول تا اخر انجام دهید. یعنی اینکه باید به صدای درون‌تان گوش دهید و سعی نکنید احساسات و عواطف‌تان را سرکوب کنید. شما ربات نیستید و گاهی ضروری است توقفی کرده و حتی بایستید و به بدن وذهن‌تان فرصتی دهید تا استراحتی کنند و در هوای تازه نفسی بکشید.</p>
<p>می‌‌توانید زندگی کردن در یک جای دور از تمدن را تصور کنید؟ دکترها به شدت توصیه می‌کنند که حداقل سالی یک بار از تکنولوژی و روابط فعالانه و همکاری با دیگران دوری کنید. یک هفته را در مکانی کاملا دور از شهر زندگی کنید.جایی که هیچ چیز و هیچ کس مزاحم لذت بردن شما از سکوت و ارامش کل روزتان، نشود.</p>
<h2>۶<del></del>. یک قیافه از کوره در رفته بسازید:</h2>
<p>من همیشه متوجه این نکته شده‌ام که خیلی از خانم‌ها درباره معجزات و مخاطرات رویاهایی دارند ولی برای مقابله با ترس خود از خطر کردن، هیچ تلاشی نمی‌کنند. انها اغلب زیاد فکر می‌کنند و کلمات را بررسی می‌کنند تا طوری رفتار کنند که چهره خشنی نداشته باشند. این انتخاب معمول یک فرد محتاط و مطیع و امروزی است. در نتیجه، سدهای درونی، تعصبات و تفکرات قالبی زندگی انها را کاملا قابل پیش بینی، و ناخواستنی و محدود می‌کند.</p>
<h2>٧.یک مربی باشید</h2>
<p>زندگی یک پروسه طولانی مدت رشد و بهتر شدن است. منابع اطلاعاتی، روشها و سبک‌های یادگیری زیادی در دنیای مدرن وجود دارد ولی راهنمایی کردن و مربی بودن موثرترین راه برای  یاددهنده‌ها و یادگیرنده‌هاست. اگر شما در کاری مهارت دارید، سعی کنید دانش و تجربه ومهارت‌های خود را با دیگران تقسیم کنید. می‌‌تواند آن فرد دوست‌تان باشد، یا همکارتان و یا یک فرد غریبه. حتما لازم نیست فرد حکیم و یا رییس بودا باشید، گاهی روش‌ها و حمایت‌های عاطفی شما می‌‌تواند برای افراد در ایجاد اعتماد بنفس و حرکت به سوی بهتر شدن کاملا کافی باشد.</p>
<h2>٨.یک عشق واقعی پیدا کنید:</h2>
<p>شکی نیست که یک زن واقعی بدون داشتن یک عشق واقعی نمی‌‌تواند خوشحال باشد. این احساس شگفت انگیز، بخش اجتناب ناپذیر طبیعت و زندگی اوست.در پی این عشق واقعی، بعضی خانم‌ها دلسرد می‌شوند وایمان‌شان را در وجود این عشق از دست می‌دهند. زیرا اغلب در پایدار نگهداشتن سالم و ادامه دار بودن رابطه، شکست می‌خورند. اگر می‌خواهید شما این اشتباه را نکنید، از عجله کردن و شتاب در عشق دوری کنید.این عادت بد هیچ‌وقت موفقیت را به دنبال ندارد.در عوض، ذهن‌تان را با افکار قوی پرکنید تا احساس خوشایندی کنید. خلاصه کلام اینکه، باید روی بهتر شدن و رشد فردی خود تمرکز کنید و سبک زندگی فعالانه‌ای را پیش ببرید. من مطمئن هستم که سرانجام روزی شما یک عشق واقعی مطابق میل‌تان را پیش می‌برید. مهم نیست که از چه راهی آن را محاسبه می‌کنید، زندگی فوق العاده است. باید که ان را کامل زندگی کنید.برای رسیدن به اهداف‌تان تلاش کنید، که از شما یک زن موفق و عاشق می‌سازد.</p>
<p>یک زن موفق چه چیزهای دیگری باید در زندگی انجام دهد؟ ما می‌خواهیم نظرات شما را در این خصوص بدانیم.</p>
<p>منبع: <a href="http://goo.gl/dP0XL8" target="_blank">+</a></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دانشگاه وقتی ارزشمند است که شما این 6 تجربه را کسب کنید</title>
		<link>https://www.havakhori.com/3146</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهزاد همایون]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Apr 2015 19:35:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[تحصیلات]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[مهارت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.havakhori.com/?p=3146</guid>

					<description><![CDATA[امریکایی‌ها همیشه برای مدرک دانشگاهی ارزش قایلند. حتی کسانی که مدرک دانشگاهی ندارند، باور دارند که تحصیلات بعد از دبیرستان بسیار مهم است. اما تحقیقات گالوپ اعلام کرده که 25% از کسانی که از دانشگاه فارغ التحصیل می‌شوند، در حرفه و زندگی شخصی خود پیشرفت چندانی ندارند. گالوپ، شش اصل راجع به حمایت عاطفی و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.havakhori.com/wp-content/uploads/2015/04/College-is-worth-it-if-you-have-these-six-experiences.jpg"><img loading="lazy" class="aligncenter size-large wp-image-3147" src="http://www.havakhori.com/wp-content/uploads/2015/04/College-is-worth-it-if-you-have-these-six-experiences-1024x586.jpg" alt="Medical University graduates throw up mortarboards during the celebration of their graduation in Minsk" width="620" height="355" srcset="https://www.havakhori.com/wp-content/uploads/2015/04/College-is-worth-it-if-you-have-these-six-experiences-1024x586.jpg 1024w, https://www.havakhori.com/wp-content/uploads/2015/04/College-is-worth-it-if-you-have-these-six-experiences-300x172.jpg 300w, https://www.havakhori.com/wp-content/uploads/2015/04/College-is-worth-it-if-you-have-these-six-experiences.jpg 2000w" sizes="(max-width: 620px) 100vw, 620px" /></a></p>
<p>امریکایی‌ها همیشه برای مدرک دانشگاهی ارزش قایلند. حتی کسانی که مدرک دانشگاهی ندارند، باور دارند که تحصیلات بعد از دبیرستان بسیار مهم است. اما تحقیقات گالوپ اعلام کرده که 25% از کسانی که از دانشگاه فارغ التحصیل می‌شوند، در حرفه و زندگی شخصی خود پیشرفت چندانی ندارند. گالوپ، شش اصل راجع به حمایت عاطفی و یادگیری تجربی در دانشگاه را که ارتباط زیادی با حرفه طولانی مدت و موفقیت در زندگی دارد را یافته است. یک چهارم از فارغ التحصیلان دانشگاهی (کسانی که طور دیگری مدرک میگیرند) این 6 اصل مهم را ازدست میدهند.این افراد در مقایسه با کسانی که این 6 اصل را دارند،به طور جدی تری ضعیف تر از انها هستند که این مقایسه ارزش تجربه دانشگاه رفتن را بیان میکند.</p>
<p>تحقیقات گالوپ مطالعه وسیعی از 30000 فارغ التحصیل در امریکا داشته است تا بررسی کند که کدام افراد در حرفه و رسیدن به اهداف‌شان و از نظر اجتماعی، مالی، ارتباطی و جسمانی موفق بوده‌اند. بررسی محیطی که افراد در آن کار می‌کنند و میزان سلامت انها بسیار حایز اهمیت است. زیرا اینها پیش‌بینی کننده‌ی موقعیت‌هایی از جمله: میزان بهره‌وری افراد، غیبت ان‌ها و مراقبت از هزینه‌های اضافی هستند&#8230;</p>
<p>پس از اندازه‌گیری میزان یادگیری فارغ التحصیلان، که یک اندازه‌گیری مهم ولی محدود از موفقیت‌ها بود، گالوپ به این نکته دست یافت که مدرک گرفتن اسان و سریع، کافی نیست. مدرک همیشه به عنوان پیشرفت و دستاورد افراد مطرح بوده است، چیزی که ما را به سوی ارزش‌هایی مانند داشتن مدرک، استخدام و جامعه پسند بودن سوق می‌داده است.<br />
در هسته تحقیقات گالوپ اینکه ارزش یک مدرک تحصیلی مانند ارزش طلاست، صحیح است ولی برای فارغ التحصیلانی که بیشترین تجربه را به عنوان دانشجو به دست اورده باشند. کسانی که به طور جدی ان 6 تجربه را در دانشگاه به دست اورده باشند (چیزی که گالوپ از ان به عنوان شش بزرگ یاد میکند) در هر مقیاسی در ارتباط با موفقیت شغلی طولانی مدت، موفقیت بیشتری نسبت به کسانی که ان را ازدست داده اند، داشته‌اند:</p>
<ol>
<li>استادی که در انها شوق به یادگیری را ایجاد کند.</li>
<li>استادی که به عنوان یک انسان، مراقب انها باشد.</li>
<li>مربی که انها را برای رسیدن به رویاها واهداف‌شان تشویق کند.</li>
<li>به تحصیلات به عنوان یک پروژه طولانی مدت نگاه کنند.</li>
<li>در رابطه با رشته‌ای که می‌خوانند شغلی داشته و یا کاراموز باشند.</li>
<li>در فعالیتهای اضافه بر کلاس شرکت فعالانه داشته باشند.</li>
</ol>
<p><span style="line-height: 1.5;">فارغ التحصیلانی که این 6 فاکتور را به دست اورده بودند نسبت به کسانی که نداشتند، به طور معناداری بیشتر اماده زندگی کردن بودند و پیشرفت قابل توجهی در کار و 5 فاکتور سلامتی داشتند.</span></p>
<p>درصد کسانی که در چهار سال و یا کمتر از ان مدرک میگیرند، به طور معناداری در بین افرادی که 6فاکتور را داشتند، نسبت به کسانی که نداشتند، بیشتر بود. حدود75%و سایرین 61%.<br />
دقت کنید،این لیست تمام انهاست. تفاوت در پیامد، کاملا واضح است:</p>
<table>
<tbody>
<tr>
<td></td>
<td>کسانی که هیچ یک از شش تجربه را کسب نکرده‌اند</td>
<td>کسانی که همه شش تجربه را کسب کرده‌اند</td>
</tr>
<tr>
<td>کسانی که به طور جدی برای زندگی بعد از دانشگاه اماده بودند</td>
<td>5%</td>
<td> 82%</td>
</tr>
<tr>
<td>کسانی که در 5 عامل سلامت پیشرفت کرده اند</td>
<td> 5%</td>
<td> 17%</td>
</tr>
<tr>
<td> کسانی که در کارشان موفق بوده‌اند</td>
<td> 25%</td>
<td> 65%</td>
</tr>
<tr>
<td>آنهایی که تحصیلات را به موقع تمام کرده‌اند</td>
<td> 61%</td>
<td> 75%</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>ایا مدرک تحصیلی با ارزش است؟ خبر خوب اینکه برای اکثر فارغ التحصیلان جواب مثبت است. ولی اگر انها بیشترین استفاده را از ان دوران ببرند.برای کسانی که استفاده موثر نمی‌برند، که حدود 25%از کل انها هستند،جواب کاملا متفاوت است.<br />
این یافته به هیچ وجه ارزش تحصیلات بالا را نقض نمیکند. اما به ما اخطار میدهد که برای به حد اعلی رساندن تحصیلات بالا، مصمم و جدی باشیم.</p>
<p>این موضوع با تغییر عقاید ما اغاز میشود. اگر ما بر این باوریم که مدرک دانشگاهی یک بلیط برای داشتن کار و زندگی مرفه است، که موفق نمیشویم. دانش اموزان، والدین، تجهیزات اموزشی بالا و استادان و استخدام کننده‌ها نیاز دارند تا سخت کار کنند، تا اطمینان یابند که ما بیشترین استفاده را می‌کنیم. اگر معتقد باشیم که تنها معیار موفقیت درامد است، باز هم شکست می‌خوریم. دانشگاه ارزش‌های فراوان دیگری نیز دارد نسبت به انچه که ذکر کردیم.</p>
<p>باید توجه دقیقی نسبت به این معیارهای سنتی و چیزهای دیگری که امروزه مرتبط با انهاست، بنماییم. اگر ما نگران امادگی فارغ التحصیلان برای روبروشدن با زندگی واقعی، توانایی در کارشان، سلامتی روزافزون‌شان، و به اتمام رساندن به موقع تحصیلات‌شان هستیم، پس باید این سوال را از نو مطرح کنیم که چه الزاماتی مستلزم فارغ التحصیلی است؟</p>
<p>اگر صرفا مستلزم امتحانات و به ترم بالاتر رفتن باشد، بدون حمایت عاطفی تعیین کننده و یادگیری تجربه‌ای، که موفق نمی‌شویم. خبر خوب این است که ما راجع به اینکه فرمول برنده چیست، نظراتی داریم. حالا ما نیاز داریم تا به پدرها و مادران و دانش اموختگان کمک کنیم تا بفهمند که چگونه به بهترین نحو از دانشگاه استفاده کنند و ببینند که چگونه 6 تجربه بزرگ به نتیجه خوب در تحصیل و کار و زندگی منجر می‌شود و با طراحی مجدد در قالب برنامه‌های نو وسیستم پاداش، ارزش علمی بالاتری را رقم بزنند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: <a href="http://goo.gl/tmlwWY" target="_blank">+</a></p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
